فرجِ بعدِشدت

درباب پست قبلی!

وقتی امروزپست قبلموخوندم دیدم چقد ناشکرانه نوشتم .

واقعیتش اینه که من عاشق پزشکی بودم وهستم وخواهم بود و اگه فرزندم دراینده پسربود تشویقش میکنم پزشکی بخونه(دختربود به دندان تشویقش میکنم!)

اماخب من رتبمو باهزارتاسختی بدست آوردم.من81روزآخرو میانگین14.5ساعت میخوندم .نه اینکه آهوخوانی کنم،نه!بلکه باعشق میخوندم وبدون خستگی.من المپیادزیست خودموکشتم اماچون بچه ی شهرای منطقه یک نبودم حقموخوردن:|

بحث پزشکی برام معشوقه خانمی بود شیرین ترازشیرین آقافرهاد!

وانتخاب اولموپزشکی زده بودم که یحتمل پزشکی بهشتی میاوردم.امابرادرم-درغیاب من- اومده بوداول دندون زده بود! فوقع ماوقع .

البته نیتش خیره . میگه توبااینهمه سختی که کشیدی میخوای حدودن 17سالتو دوباره سختی بکشی؟کی میخوای زندگی کنی؟؟میخوای متخصص بشی دندون هم داره!میخوای به خلق خداکمک کنی،اخرهفته هابرودندون قشرضعیف رو رایگان بکش! و....

واینطورشد که من پست قبلی رو نوشتم!

پس

یاعلی،مدداست . . .

  • امیر میم

نظرات  (۲)

چرا دختر دندان؟!

منم با برادرگرامی موافقم و خودتون هم وارد رشته شید حس خوب علاقه پزشکیتون برمیگرده انشاالله:-) 
پاسخ:
چون پزشکی خیلی سختی داره و عموما حیفه ی نفرمونث این همه فشارروش باشه درحالیکه میتونه خیلی حالش بهترترباشه.(البته خودش بایدتصمیم بگیره:-) )
بله فکرمیکنم همینطوره .
جسارتا رتبه تونو نمیگید؟!  
ان شالله که خیر و خوشی در راهه براتون. 
پاسخ:
سلام.رتبموبگم شناخته میشم که(: شاید روزی برسه چیزی بنویسم که نخوام آشنا بخونه .
ممنونم وامیدوارم سلامت باشیدوموفق .

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی